مناسخه

مترادف‌ها

تناسخ

لغت نامه دهخدا

( مناسخة ) مناسخة. [ م ُ س َ ح َ ] ( ع مص ) مردن بعض وراث پیش از تقسیم میراث. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). هرگاه یکی از وارث پیش از تقسیم ارث بمیرد و سهم او را به کسانی که از وی ارث برند منتقل کنند، این عمل را مناسخة گویند. ( از تعریفات جرجانی ). || میراث تقسیم ناشده. ( ناظم الاطباء ). || انقلاب روزگار و نوبت بنوبت گردیدن زمانه. ( ناظم الاطباء ). نقل و تبدیل. ( تعریفات جرجانی ). || نسخ کردن یکی دیگری را. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مناسخه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مطالعات قرآنی، بحث پیرامون ناسخ و منسوخ برای درک چگونگی تغییر احکام الهی در طول دوران نزول آیات بسیار کلیدی و ضروری است.

💡 برخی از مفسران بزرگ معتقدند که فرآیند ناسخه‌ یکی از پیچیده‌ترین مباحث در علوم قرآنی است که نیاز به دقت علمی بسیار فراوان دارد.

💡 برای فهم صحیح و کامل احکام شرعی، مطالعه دقیق مبحث ناسخ و منسوخ و شناخت فرآیند ناسخه‌ در متون مقدس کاملاً الزامی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران