مناخر

لغت نامه دهخدا

مناخر. [ م َخ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ منخر، به معنی سوراخ بینی. ( غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ منخر. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). منخرین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
پس آنگه دهن شوی و بینی سه بار
مناخر به انگشت کوچک بخار.( بوستان ).رجوع به منخر شود.

فرهنگ عمید

= منخر

فرهنگ فارسی

جمع منخر به معنی سوراخ بینی. جمع منخر.

ویکی واژه

مناخر (جمع مناخر‌ها)جمع منخر
به معنی سوراخهای بینی

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز