ملثوم
متضادها
آشکار، نمایان، بینقاب
لغت نامه دهخدا
ملثوم. [ م َ ] ( ع ص ) خف ملثوم؛ سپل شتر که بر سنگ آید و خون آلوده شود. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). سمی که بر سنگ خورد و خون آلوده شود. ( ناظم الاطباء ). || بوسه و بوسه داده شده. ( غیاث ).
جمله سازی با ملثوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردی با چهرهای ملثوم در زیر سایههای تاریک کوچههای باریک شهر حرکت میکرد تا کسی متوجه هویت واقعی و مقصد نهایی او در آن شب تاریک نشود.
💡 داستانهای قدیمی حکایت از قهرمانی ملثوم داشت که بدون آنکه کسی نام یا چهرهاش را بداند، به یاری مردم مظلوم و نجات دادن آنها از چنگال ظالمان میآمد.
💡 در آن مراسم آیینی سنتی، شرکتکنندگان با پوششی ملثوم بر چهره خود، سعی میکردند تا با حفظ هویت فردی، در فضای معنوی و عرفانی آن مراسم غرق شوند.