مرضم

لغت نامه دهخدا

مرضم. [ م ِ ض َ ] ( ع ص ) شتری که می اندازد بعض سنگ را بر بعض در رفتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مرضم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شيخ طوسى عليه الرحمه از مشايخ كرام خود روايت نموده است كه محمد رازدى مى گويد:من در مسجد جامع مدينه نماز مى خواندم در كنار من دو مرد بودند كه يكى از آنها جامه سفيدبر تن داشت و يكى از آنها به ديگرى گفت: كه در تربت امام حسين عليه السلام شفايىاز هر درد است و من مرضى داشتم و به هر دوا كه مداوا كردم عافيت نيافتم تا آنكه خوفهلاك بر من مستولى شد و از خود نااميد شدم و نزد ما پير زالى بود ازاهل كوفه كه به نزد ما مى آمد در وقتى كه مرضم نهايت شدت را داشت او گفت: در تو راهر روز در زيادتى مى بينم، مى خواهى تو را معالجه كنم كه از اين مرض ‍ نجات يافتى.

💡 اما من اى جابر !اگر خداى عزوجل، مرا پير قرار دهد، پيرى را دوست مى دارم و اگرجوان قرار دهد، جوانى را مى خواهم و اگر مرا مريض گرداند، دوستدار مرضم و اگر شفاو صحت بخشد، شفا و صحت را مى پسندم و اگر مرا بميراند مرگ را بر خود روا مى دارمو اگر بقا ارزانى را حق خود مى شمارم.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز