مقمئن

مترادف‌ها

مطمئن

لغت نامه دهخدا

مقمئن. [ م ُ م َ ءِن ن ] ( ع ص ) درهم کشیده ترنجیده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). منقبض. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

درهم کشیده ترنجیده.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران