مفاوضه کردن
مترادفها
مذاکره کردن، گفتگو کردن، رایزنی کردن
متضادها
جنگیدن، مخالفت کردن
لغت نامه دهخدا
مفاوضه کردن. [ م ُ وَ / وِ / ض َ / ض ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بازآمدن. || بازآوردن. || عوض کردن و پاداش دادن و جزا و مکافات دادن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
باز آمدن یا عوض کردن و پاداش دادن و جزا و مکافات دادن.
جمله سازی با مفاوضه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت با نمایندگان کشورهای همسایه وارد مرحلهای بسیار حساس برای مفاوضه کردن بر سر مرزهای آبی و حقوق ماهیگیری در خلیج فارس شده است تا تنشها کاهش یابد.
💡 در دنیای تجارت مدرن، توانایی مفاوضه کردن با دقت و هوشمندی میتواند مسیر موفقیت یک شرکت بزرگ را در بازارهای جهانی و رقابتی بسیار هموار سازد.
💡 کارشناسان سیاسی معتقدند که تنها راه حل بحرانهای دیپلماتیک، بازگشت به میز مفاوضه کردن و گفتگوهای سازنده میان طرفهای درگیر برای رسیدن به توافق است.