روبراه کردن

مترادف‌ها

سامان دادن، مرتب کردن، درست کردن

متضادها

خراب کردن، برهم زدن

لغت نامه دهخدا

روبراه کردن. [ ب ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آماده و مهیا کردن. حاضرکردن. || اصلاح کردن. ( ناظم الاطباء ). درست کردن و سر و سامان دادن. به اسلوب صحیح بازآوردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آماده کردن مهیا ساختن.

جمله سازی با روبراه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اكـنون كه همه چيز روبراه شده، و تمام وسائل لازم در اختيار موسى قرار گرفته، او وبـرادرش هـارون را هـر دو با هم مخاطب ساخته مى گويد: (تو و برادرت با آيات من كهدر اختيارتان گذارده ام برويد) (اذهب انت و اخوك باياتى ).

💡 عايشه گفت: مردم عثمان را توبه دادند، وقتى توبه كرد با زبان روزه و در ماه محترم،خونش را ريختند. من مى خواهم براى مطالبه خون او همراه طلحه و زبير، روانه بصرهشوم، تو هم با ما بيا! شايد خداوند اين كار را به دست ما روبراه كند!

💡 ابو مخنف در تاريخ خود مى نويسد: هنگامى كه خبرقتل عثمان را در مكه به عايشه دادند، بسرعت روى به مدينه نهاد تا كار خلافت (پسردائيش ) طلحه را روبراه كند. او در راه مى گفت: صحابه ديده اند كه طلحه لياقت خلافترا دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران