لغت نامه دهخدا
مغازلی بوزجانی. [ م َ زِ ی ِ ] ( اِخ ) ابوعمرو، شاگرد ابوالعلأبن کرنیب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ابوعمرو المغازلی... شود.
مغازلی بوزجانی. [ م َ زِ ی ِ ] ( اِخ ) ابوعمرو، شاگرد ابوالعلأبن کرنیب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ابوعمرو المغازلی... شود.