مطهم

لغت نامه دهخدا

مطهم. [ م ُ طَهَْ هََ ] ( ع ص ) فرس مطهم؛ اسب نیک فربه و نیک لاغر از لغات اضداد است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || اسبی تمام خلق نیکو. ( مهذب الاسماء ). اسب تمام زیبا. ( از اقرب الموارد ). || رجل مطهم؛ مرد تمام اندام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || کامل و تمام از هر چیزی. || مرد نیکوروی و صاحب جمال. || وجه مطهم؛ روی گرد فراهم آمده گوشت و برآمده رخسار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز