مصفحه
لغت نامه دهخدا
( مصفحة ) مصفحة. [ م ُ ص َف ْ ف َ ح َ ] ( ع ص ) گوسپندی که وی را نادوشند تا بزرگ پستان و پرشیر نماید. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شمشیر پهن. مصفحة [ م ُ ص َف ْ ف ِ ح َ ]. ج، مصفحات. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). شمشیر. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مصفحة. [ م ُ ص َف ْ ف ِ ح َ ] ( ع ص ) شمشیر پهن. مصفَّحة. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با مصفحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای جلوگیری از آسیب دیدن صفحات مهم، از روش مصفحه کردن استفاده میشود تا با رطوبت و گرد و غبار آسیبی به آنها نرسد.
💡 مهندسان در پروژههای ساختمانی برای افزایش مقاومت در برابر خوردگی، از لایههای مصفحه فلزی بر روی سطوح اصلی استفاده میکنند تا عمر سازه افزایش یابد.
💡 کتابهای قدیمی و بسیار ارزشمند را باید به صورت مصفحه و با پوششهای محافظتی مناسب نگهداری کرد تا با گذشت زمان دچار فرسودگی نشوند.