مشگان

لغت نامه دهخدا

مشگان. [ م ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قنقری بالاست که در بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده واقع است و 257 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
مشگان. [ م ُ ] ( اِخ ) قصبه مرکزی دهستان حومه مشگان از بخش نی ریز شهرستان فساست که 1800 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ). و رجوع به ماده بعد شود.
مشگان. [ م ُ ] ( اِخ ) نام دهستان حومه بخش نی ریز شهرستان فسا. این دهستان در شمال و خاور بخش واقع گردیده و محدود است از طرف شمال به ارتفاعات غوری و مشگان. از جنوب به سرکوه داراب. از خاور به شوره زار میدان گل ( بین سیرجان و نی ریز ). از باختر به بخش اسطهبانات. این دهستان از 6 آبادی و مزرعه تشکیل یافته و20000 تن سکنه دارد. و قراء مهم آن عبارتند از: هرگان، مشگان، قطرویه، غوری، ده چاه و جاهک است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ). و رجوع به ماده قبل شود.
مشگان. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان فراهان پائین است که در بخش فرمهین شهرستان اراک واقع است و 253 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان فراهان پائین است که در بخش فرمهین شهرستان اراک واقع است.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز