مسخوط
مترادفها
خشمگین، نفرینشده
متضادها
خشنود، مقبول، مبارک، پسندیده
لغت نامه دهخدا
مسخوط. [ م َ ] ( ع ص ) مکروه و ناخوش. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) ناخوش، منفور، مکروه.
ویکی واژه
ناخوش، منفور، مکروه.
خشمگین، نفرینشده
خشنود، مقبول، مبارک، پسندیده
مسخوط. [ م َ ] ( ع ص ) مکروه و ناخوش. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) ناخوش، منفور، مکروه.
ناخوش، منفور، مکروه.