مستطلع
مترادفها
پرسوجو کننده، آگاهشونده، جویا
متضادها
بیخبر، نادان
لغت نامه دهخدا
مستطلع. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استطلاع. پرسنده. آگاهی خواه. رجوع به استطلاع شود.
فرهنگ فارسی
آگاهی خواه
پرسوجو کننده، آگاهشونده، جویا
بیخبر، نادان
مستطلع. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استطلاع. پرسنده. آگاهی خواه. رجوع به استطلاع شود.
آگاهی خواه