لغت نامه دهخدا
مزمهج. [ م ُم َ هَِ ج ج ] ( ع ص ) تر و تازه و بسیار خوش آیند. ( صفت برای گیاه ): کلأ مزمهج؛ گیاه تر و تازه و بسیار خوش آیند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
مزمهج. [ م ُم َ هَِ ج ج ] ( ع ص ) تر و تازه و بسیار خوش آیند. ( صفت برای گیاه ): کلأ مزمهج؛ گیاه تر و تازه و بسیار خوش آیند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).