متکتب
مترادفها
مکتب، مدرسه
لغت نامه دهخدا
متکتب. [ م ُ ت َ ک َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) فراهم آینده و مجتمع شونده.( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). صف کشیده بطور حلقه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکتب شود.
مکتب، مدرسه
متکتب. [ م ُ ت َ ک َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) فراهم آینده و مجتمع شونده.( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). صف کشیده بطور حلقه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکتب شود.