متدنی
مترادفها
پست، فرومایه، پایین
متضادها
عالی، والا، برتر، مرتفع
لغت نامه دهخدا
متدنی. [ م ُ ت َ دَن ْ نی ] ( ع ص ) اندک اندک نزدیک شونده، مأخوذ از دنو. ( آنندراج ). کسی که اندک اندک نزدیک شود. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تدنی شود.
متدنی ٔ. [ م ُ ت َ دَن ْ ن ِءْ ] ( ع ص ) ( از «د ن ء» ) برانگیزنده بر فرومایگی، مأخوذ از دناء. ( آنندراج ). آن که برانگیزاند و مجبور کند کسی را بر فرومایگی و دونی. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با متدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سطح استانداردهای آموزشی در بسیاری از مناطق محروم کشور بسیار متدنی است و نیاز به بازنگری اساسی در سیستمهای آموزشی فعلی دارد.
💡 گزارشهای اخیر نشان میدهند که کیفیت خدمات بهداشتی در برخی از روستاهای دورافتاده بسیار متدنی بوده و سلامت عمومی مردم را تهدید میکند.
💡 وضعیت اقتصادی در آن منطقه به قدری متدنی است که بسیاری از جوانان مجبور شدهاند برای یافتن کار مناسب به شهرهای بزرگ مهاجرت کنند.