تدنی

لغت نامه دهخدا

تدنی. [ ت َ دَن ْ نی ] ( ع مص ) نزدیک درآمدن اندک اندک. ( تاج المصادر بیهقی ). نزدیک آمدن. ( زوزنی ). اندک اندک نزدیک شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). بعید یتدنی خیر من قریب یتبعد. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).

فرهنگ معین

(تَ دَ نّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - نزدیک آمدن. ۲ - پایین آمدن، پست شدن.

فرهنگ عمید

۱. اندک اندک نزدیک شدن.
۲. پایین آمدن، پست شدن.

فرهنگ فارسی

اندک اندک نزدیک شدن، پایین آمدن، پست شدن
۱-( مصدر ) نزدیک آمدن. ۲- پایین آمدن پست شدن.۲- ( اسم ) نزدیکی. ۳- پستی. جمع: تدنیات.

ویکی واژه

نزدیک آمدن.
پایین آمدن، پست شدن.

جمله سازی با تدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرغ حقیقت ز تغنی فتاد روح به گرداب تدنی فتاد

💡 و گفت: نردبانی بی‌نهایت بازنهادم تا به خدا رسیدم قدم بر نخست پایه نردبان که نهادم به خدا رسیدم معنی آنست که بیک قدم به خدا رسیدن دنی است و چندان نردبان بی‌نهایت نهادن متدنی یکی سفر است فی نورالله ونورالله بی‌نهایت است.

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز