لغت نامه دهخدا
تدنی. [ ت َ دَن ْ نی ] ( ع مص ) نزدیک درآمدن اندک اندک. ( تاج المصادر بیهقی ). نزدیک آمدن. ( زوزنی ). اندک اندک نزدیک شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). بعید یتدنی خیر من قریب یتبعد. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).