متحرم

لغت نامه دهخدا

متحرم. [ م ُ ت َ ح َرْ رِ ] ( ع ص ) بازداشته شده و منع کرده شده. || غیرجایز و خلاف شرع و حرام. || محترم و حرمت داشته شده. || پناه گیرنده. || دزد. || خارجی و بیدین. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحرم شود.

فرهنگ عمید

۱. دارای حرمت، حرمت داشته.
۲. بی دین.

جمله سازی با متحرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر زائر که با قصد انجام مناسک حج وارد حرم می‌گردد، باید به عنوان فردی متحرم، تمامی قوانین و محدودیت‌های شرعی را رعایت کند.

💡 در طول سفر به مکه، تمامی افراد متحرم باید لباس‌های مخصوصی بپوشند و از استفاده از عطر و مواد معطر خودداری کنند.

💡 زائران متحرم با احساسی عمیق از تقوا و فروتنی، به سوی کعبه حرکت کرده و در میان جمعیت بزرگ، به عبادت مشغول شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران