مضرم
مترادفها
شعلهور، برافروخته، آتشگرفته
متضادها
خاموش، فروکش کرده
لغت نامه دهخدا
مضرم. [ م ُ رَ ] ( ع ص ) افروخته شده. ( ناظم الاطباء ). برافروخته و روشن شده.( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به اضرام و تضریم شود.
فرهنگ فارسی
افروخته شده بر افروخته و روشن شده