لغت نامه دهخدا
لثق. [ ل َ ث ِ ] ( ع ص ) طائرٌ لثق؛ مرغ تر و نمناک. ( منتهی الارب ).
لثق.[ ل َ ث َ ] ( ع مص ) تری. || تر شدن. || سخت نمناک گردیدن هوا و ایستادن باد. یقال: لثق یومنا؛ ای رکدت ریحه و کثر نداه. ( منتهی الارب ).
لثق. [ ل َ ث ِ ] ( ع ص ) طائرٌ لثق؛ مرغ تر و نمناک. ( منتهی الارب ).
لثق.[ ل َ ث َ ] ( ع مص ) تری. || تر شدن. || سخت نمناک گردیدن هوا و ایستادن باد. یقال: لثق یومنا؛ ای رکدت ریحه و کثر نداه. ( منتهی الارب ).