لهیف

مترادف‌ها

حریص، آزمند، پرهوس، مشتاق

متضادها

بی‌میل، بی‌اشتها

لغت نامه دهخدا

لهیف. [ ل َ ] ( ع ص ) درازقامت درشت. || بیچاره ستم رسیده پریشان روزگار فریادخواه و دریغخورنده. ( منتهی الارب ). درمانده. ( دهار ) ( مهذب الأسماء ). || لهیف القلب؛ سوخته دل. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) بادی که میان جنوب و دبور جهد.

فرهنگ معین

(لَ ) [ ع. ] (ص. )اندوهگین، دریغ خورنده.

فرهنگ فارسی

دراز قامت درشت. یا بیچاره ستم رسیده پریشان روزگار فریاد خواه و دریغ خورنده.

ویکی واژه

اندوهگین، دریغ خورنده.

جمله سازی با لهیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قوله تعالی: إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامی‌ ظُلْماً الآیة جلیل و جبّار، خداوند بزرگوار، رهی‌دار، نام‌دار، کریم بردبار، وفادار، عظیم، که هر کس را خداوند است، و هر چیز را پیش برند است، و ضعیفان را دستگیر و مهر پیوند است. درین آیت ضعیفان را مینوازد، و یتیمان را مهر مینماید، و آن ظالمان که از جگر یتیمان کباب میکنند، وز خون مفلسان شراب میخورند، ایشان را بیم میدهد، و بعقوبت خوفشان میترساند، و درماندگان را نیابت میدارد، و با ظالمان از بهر ایشان خصمی میکند، از آنکه یار ضعیفانست، و فریادرس نومیدانست، و مجیب دعاء مضطرّانست،و نیوشنده آواز لهیفانست. دوست دارد بنده‌ای را که از سرشکستگی و عجز و مفلس نفسی سرد برآرد، و اشکی گرم فروبارد، و دو دست تهی بوی بردارد، و عذری باز خواهد.

💡 اَنتَ طَبیبُ القُلوب انتَ حَبیبُ العُقول اَنتَ مُغیث اللهیف انت سَمیعُ الدعاء

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران