قهیره

مترادف‌ها

غالب، چیره، پیروز

متضادها

مطیع، تسلیم

لغت نامه دهخدا

( قهیرة ) قهیرة. [ ق َ رَ ] ( اِ ) آن جزء گوشت دار مابین گردن و شانه. || سینه و بر. ( ناظم الاطباء ).
قهیرة. [ ق َ رَ ] ( اِخ ) شهر قاهره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قاهره شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران