قرقفه

لغت نامه دهخدا

( قرقفة ) قرقفة. [ ق َ ق َ ف َ ] ( ع مص ) لرزانیدن. || ترسانیدن. || دندان بر هم زدن مرد سرمازده از شدت سرما. گویند: قُرْقِف َ الصرد ( مجهولاً )؛ یعنی دندان بر همدیگر زد مرد سرمازده از شدت سرما. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( اِمص ) درشتی و بلندی آواز کبوتر و گشن، و خنده. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

لرزانیدن یا ترسانیدن

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز