قرضمه

لغت نامه دهخدا

( قرضمة ) قرضمة. [ ق َ ض َ م َ ] ( ع مص ) بریدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || گرفتن. ( منتهی الارب ): هو یقرضم کل شی ٔ؛ یأخذه. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز