قبجه

لغت نامه دهخدا

( قبجة ) قبجة. [ ق َ ج َ ] ( معرب، اِ ) یک کبک. ( ناظم الاطباء ). تاء در آخر آن برای وحدت است. ( ناظم الاطباء ). بر مذکر و مؤنث اطلاق شود چون حمامة. ( منتهی الارب ). رجوع به قبج شود.

فرهنگ فارسی

یک کبک تائ در آخر آن برای وحدت است

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز