قابوق تصویر معنی قابوق لغت نامه دهخدا قابوق. ( ترکی، اِ ) قاپوق. قشر. پوست. فرهنگ معین [ تر. ] (اِ. ) پوست، قشر. ویکی واژه پوست، قشر. کلمات مرتبط قلباق قرناق چوماق ارتخ دولمه قشور القرحه گزارش محتوای نامناسب