فعالگری

مترادف‌ها

کنشگری، فعالیت

متضادها

انفعال، بی‌تحرکی، سکون

فرهنگستان زبان و ادب

{actuation} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] روشن یا خاموش یا تنظیم کردن یا به حرکت درآوردن یک دستگاه

ویکی واژه

روشن یا خاموش یا تنظیم‌ کردن یا به حرکت درآوردن یک دستگاه.

کلمات مرتبط