فروشتن
متضادها
خریدن
لغت نامه دهخدا
فروشتن. [ ف ُ ش ِ ت َ ]( مص مرکب ) فروهشتن. ( آنندراج ). مخفف فروهشتن است.
فرهنگ فارسی
فرو هشتن. مخفف فرو هشتن
جمله سازی با فروشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تلاش میکرد تمام محصولات کشاورزی خود را به قیمت مناسب به بازاریابان در شهر فروشد تا بتواند سود بیشتری به دست آورد.
💡 اگر بخواهی آن کتابهای قدیمی و بسیار ارزشمند را به قیمت خوبی فروشی، باید حتماً آنها را به یک کتابفروشی بزرگ بدهی.
💡 آنها قصد داشتند تمام وسایل اضافی خانه را در بازارچه محلی فروشتند تا پول لازم برای سفر تابستانی خود را فراهم کنند.