فرود اویختن

لغت نامه دهخدا

( فرودآویختن ) فرودآویختن.[ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) پایین آمدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). فروآویختن: آنکه مسترخی گردد و فرودآویزد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به فروآویختن شود.

فرهنگ فارسی

( فرود آویختن ) پایین آمدن. فرو آویختن

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز