فرنجمسک

لغت نامه دهخدا

فرنجمسک. [ ف َ رَ م ِ / م ُ ] ( معرب، اِ ) قرنفل بستانی است. معرب پرنجمشک. ( منتهی الارب ). افرنجمشک. اصابعالفتیات. بالنگوی صحرایی. بقلةالضب. ( یادداشت به خط مؤلف ). فرنجمشک.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز