کلمه «فرجندشای» از واژههای کهن و کمکاربرد است و ریشه در لغات موسوم به دساتیری دارد. این واژه در اصطلاح عرفانی و صوفیانه به یک مرتبه فکری و معنوی خاص اشاره میکند. فرجندشای به حالتی گفته میشود که انسان حق را در میان مخلوقات میبیند، اما خداوند را از خود مخلوق جدا و برتر میداند. یعنی خدا در جهان و موجودات جلوه دارد، ولی ذات او با آفریدهها یکی نیست. این دیدگاه نوعی شناخت توحیدی ساده و ابتدایی به شمار میآید. در متون قدیمی آمده که این مرتبه بیشتر مربوط به باور و فهم مردم عادی است. به همین دلیل، پارسیان این مرحله را «نشیبسار» نامیدهاند، یعنی مرتبهای پایینتر در شناخت عرفانی. فرجندشای در برابر مراتب بالاتر عرفان قرار میگیرد که در آنها درک عمیقتری از وحدت الهی وجود دارد. به طور خلاصه، فرجندشای یعنی باوری عرفانی که خدا را در جهان حاضر میبیند، اما او را جدا از مخلوقات و در مرتبهای برتر میداند.
فرجندشای
لغت نامه دهخدا
فرجندشای. [ ف َ ج َ ] ( اِ مرکب ) از لغات دساتیری است. صاحب آنندراج آرد: به اصطلاح صوفیه ایزدیان پارسیان به معنی مرتبه فوق است که حق را در خلق پوشیدن و خالق رااز مخلوق جدا دانستن باشد و این مرتبه را پارسیان نشیب سار گویند یعنی پایه پست که عوام دارند. ( آنندراج ). به اصطلاح صوفیه صفیه فارس این مرتبه فوق است که حق در خلق پوشیدن و خالق را از مخلوق جدا دانستن باشد و این مرتبه را نشیب سار نیز گویند. ( دساتیر ).