فراوار
مترادفها
بسیار، فراوان، کثیر، وافر
متضادها
کم، اندک
لغت نامه دهخدا
فراوار. [ ف َ ] ( اِ ) بالاخانه تابستانی را گویند و به این معنی به حذف الف اول هم آمده است که فروار باشد. ( برهان ). فربال. فرباله. پروار. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به پروار شود.
فرهنگ عمید
= فروار