لغت نامه دهخدا
عماره مازنی. [ ع ُ رَ ی ِ زِ ] ( اِخ ) ابن احمر مازنی. وی از صحابیانی بود که در بصره سکنی ̍ گزیدند. «ابن حجر»حدیثی از او روایت کرده است. رجوع به الاصابة شود.
عماره مازنی. [ ع ُ رَ ی ِ زِ ] ( اِخ ) ابن زعکره مازنی، مکنی به ابوعدی. وی صحابی بود. و «ابن سعد» وی را از کسانی داند که در فتح مکه شرکت داشتند. برخی گویند که وی ساکن شام گشت. و «ذهبی » نام او را «عماربن عکرمة...» نوشته است، اما «ابن حجر» گوید که نام صحیح او همان «عمارةبن زعکرة...» است. رجوع به الاصابة شود.