علقات

مترادف‌ها

پیوندها، وابستگی‌ها، تعلقات

لغت نامه دهخدا

علقات. [ ع َ ل َ ] ( ع اِ ) بیخ و بن: استأصل اﷲ علقاتهم؛ برکناد خدای بیخ و بن ایشان را. رجوع به عرقات شود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با علقات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در تحلیل‌های روان‌شناختی مدرن، بررسی دقیق علقات عاطفی میان فرد و محیط اجتماعی پیرامونش برای درک بهتر رفتارهای انسانی بسیار اهمیت دارد.

💡 حفظ علقات انسانی و ایجاد پیوندهای اجتماعی مستحکم در میان اعضای جامعه می‌تواند به افزایش سطح سلامت روان و آرامش عمومی کمک کند.

💡 برای توسعه یک اقتصاد پایدار و رشد مستمر، ایجاد علقات تجاری و همکاری‌های بین‌المللی میان کشورهای مختلف یک ضرورت است که نباید نادیده گرفته شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران