عمالق

لغت نامه دهخدا

عمالق. [ ع َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عِملاق. رجوع به عملاق شود. || ( اِخ ) قومی باستانی از عرب بائدة. رجوع به عمالقة شود.

ویکی واژه

جمع عملاق.
قومی باستانی از عرب بائده. رجوع به عمالقه شود.
جمع عملاق.

جمله سازی با عمالق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمص یکی از شهرهای بسیار قدیمی منطقه شام است و گویند شخصی به نام حمص بن مهر بن جان آن را بنا کرده‌است. گروهی نیز ساخت آن را به عمالقه نسبت می‌دهد. بعد از اسکندر، شهر حمص در زمان حکام مقدونی، آبادانی فراوانی یافت و به پیشرفت‌های زیادی نائل گردید. پس از تقسیم روم، حمص تحت سلطه امپراطوری روم شرقی درآمد.

💡 و سکان حرم در آن روزگار عمالقه بودند هم از نسب ایشان و قوم ایشان، پس چون آن قوم بیامدند، و ایشان هفتاد مرد بودند، سران و مهتران ایشان سه کس بودند: قیل بن عنز و لقمان بن العاد الاصغر و مرثد بن سعد. این قوم آمدند و بیرون از مکه به معاویة بن بکر فرو آمدند، مردی بود از نسب ایشان.

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز