واژه «عسوب» در زبان عربی و متون کهن فارسی به معنای پیشوا، سردار بزرگ و رئیس برتر به کار رفته است. این واژه دلالت بر شخصی دارد که در میان قوم یا گروهی دارای سیادت، فرماندهی و برتری جایگاه باشد. در منابع لغوی دیگر نیز «عسوب» به معنی سید، رئیس و بزرگ قوم آمده است. بنابراین مفهوم آن تنها یک فرمانده نظامی نیست، بلکه هر نوع پیشوایی اجتماعی یا سیاسی را نیز دربر میگیرد. در اقرب الموارد این واژه به «رئیس کبیر» تعبیر شده که نشاندهنده نهایت مرتبه ریاست و بزرگی است. از این رو «عسوب» عنوانی برای کسی است که مرجع فرمان، تدبیر و هدایت دیگران باشد. اما این کلمه در معنایی دیگر کاربردی طبیعی و جانوری نیز دارد. بهویژه به پادشاه زنبوران عسل، یعنی زنبور غالب و محور کندو اطلاق شده است. گاهی نیز در برخی نقلها به زنبور نر غالب که نقش محوری در جمع دارد اشاره میکند. در مجموع «عسوب» واژهای است برای بیان عالیترین مقام رهبری، چه در میان انسانها و چه بهصورت استعاری در جهان طبیعت.
عسوب
لغت نامه دهخدا
عسوب. [ ع َ ] ( ع اِ ) سردار کلان. ( منتهی الارب ). سردار کلان و سید و رئیس. ( ناظم الاطباء ). رئیس کبیر. ( از اقرب الموارد ). || پادشاه زنبوران عسل و یعسوب. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به یعسوب شود.