طروقه

مترادف‌ها

روش‌ها، شیوه‌ها، مسالک

لغت نامه دهخدا

( طروقة ) طروقة. [ طَ ق َ ] ( ع ص، اِ ) طروقةالفحل؛ ماده شتر نر. ( منتهی الارب ). نه جفت او. || طروقةالرجل؛ زن مرد. ( منتهی الارب ). نه همسر او. و منه: کان یصبح جنباً من غیر طروقة. ( منتهی الارب ). || ناقة طروقةالفحل؛ به وقتی رسید ناقه که نر داده شود آن را و کذلک المراءة.( منتهی الارب ). ماده ای که جوان شود و رغبت نر کند.

جمله سازی با طروقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوران گذشتۀ تاریخ، طروقه مختلف عرفانی در کشورهای اسلامی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری فرهنگ و هنر و ادبیات ایفا می‌کردند.

💡 برخی از پژوهشگران معتقدند که مطالعه تاریخ طروقه می‌تواند به درک عمیق‌تر از تحولات اجتماعی و فکری جوامع در قرون گذشته کمک کند.

💡 در جلسات تخصصی، اساتید درباره تفاوت‌های ساختاری و اعتقادی میان طروقه گوناگون در شرق دور و خاورمیانه بحث و تبادل نظر کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران