لغت نامه دهخدا
ضفیف. [ ض َ ] ( ع ص، اِ ) هو من ضفیفنا و لفیفنا؛ او ازجمله کسانی است که با خود آمیزیم وقتی که ایشان را امور خراب سازد. ( منتهی الارب ).
ضفیف. [ ض َ ] ( ع ص، اِ ) هو من ضفیفنا و لفیفنا؛ او ازجمله کسانی است که با خود آمیزیم وقتی که ایشان را امور خراب سازد. ( منتهی الارب ).