ضروب شکل چهارم مطلقات
ضروب شکل چهارم مطلقات به مجموعهای از اشکال و حالتهای مختلف در قیاسهای منطقی اشاره دارد که شامل قضایای غیرموجّه است. در این نوع قیاس، حد وسط در صغرا به عنوان موضوع و در کبرا به عنوان محمول قرار میگیرد. واژه «ضرب» به وضعیتهای کیفی و کمّی بین دو مقدمه اشاره دارد. مطلقات در مقابل مختلطات قرار دارند و به قیاسهایی اشاره میکنند که قضایای آنها موجه نیستند. به عبارت دیگر، «ضروب شکل چهارم مطلقات» به حالتها و کیفیتهای ایجاب و سلب، کلی و جزئی بودن و چگونگی قرار گرفتن حد وسط در دو مقدمه قیاس شکل چهارم مربوط میشود. برای هر یک از چهار شکل قیاس، شانزده حالت یا ضرب ممکن است. هر یک از صغرا و کبرا میتواند چهار حالت داشته باشد: موجبه کلیه، موجبه جزئیه، سالبه کلیه و سالبه جزئیه. از ترکیب این حالتها، شانزده ضرب به وجود میآید. اما از این شانزده حالت، تنها پنج حالت نتیجهدار و مفید هستند. به طور کلی، ضروب شکل چهارم مطلقات به بررسی و تحلیل این حالتها و کیفیتهای مختلف در قیاسهای منطقی میپردازد و به ما کمک میکند تا درک بهتری از منطق و استدلالهای منطقی داشته باشیم.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ضروب شکل چهارم مطلقات، به معنای صور مختلف شکل چهارم قیاسِ متشکل از قضایای غیر موجّهه است.
شکل چهارم آن است که حد وسط در صغرا موضوع و در کبرا محمول باشد. «ضرب»، آن حالت کیفی و کمّی است که برای دو مقدمه نسبت به یکدیگر موجود است. واژه «مطلقات» در مقابل مختلطات، و منظور از آن، قیاس هایی است که قضایای تشکیل دهنده آن موجهه نباشد؛ بنابراین، منظور از «ضروب شکل چهارم مطلقات» حالت ها و کیفیت ایجاب و سلب، کلی و جزئی بودن و کیفیت قرار گرفتن حد وسط در دو مقدمه قیاس شکل چهارم است.
ضروب منتج شکل چهارم
برای هر یک از اشکال اربعه، شانزده ضرب یا صورت متصور است، به این بیان که هر یک از صغرا و کبرا به اعتبار ایجاب و سلب و کلیت و جزئیت، چهار حالت پیدا می کند: موجبه کلیه، موجبه جزئیه، سالبه کلیه و سالبه جزئیه. از ضرب چهار صورت صغرا در چهار صورت کبرا شانزده ضرب پدید می آید. از ضروب شانزده گانه شکل چهارم، تنها پنج قسم آن منتج، و بقیه عقیم و غیرمنتج است. بنابراین ضروب منتج شکل چهارم عبارت است از: ضرب اول: مرکب از دو موجبه کلیه، نتیجه: موجبه جزئیه؛ مانند: هر انسانی حیوان است و هر ناطقی انسان است؛ پس بعضی حیوانات ناطق است. ضرب دوم: مرکب از موجبه کلیه و موجبه جزئیه، نتیجه: موجبه جزئیه؛ مانند: هر انسان حیوان است و بعضی بچه زا ها انسان است؛ پس بعضی حیوانات بچه زاست. ضرب سوم: مرکب از سالبه کلیه و موجبه کلیه، نتیجه: سالبه کلیه؛ مانند: هیچ ممکن الوجودی دائمی نیست و هر محل حوادثی ممکن است؛ پس هیچ موجود دائمی محل حوادث نیست. ضرب چهارم: مرکب از موجبه کلیه و سالبه کلیه، نتیجه: سالبه جزئیه؛ مانند: هر مایعی تبخیر می شود و هیچ آهنی مایع نیست؛ پس بعضی تبخیر شونده ها آهن نیست. ضرب پنجم: مرکب از موجبه جزئیه و سالبه کلیه، نتیجه: سالبه جزئیه؛ مانند: بعضی مایعات تبخیر می شود و هیچ آهنی مایع نیست؛ پس بعضی تبخیر شونده ها آهن نیست.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال المیزان.• مظفر، محمدرضا، المنطق.
...