شیورش
مترادفها
هجوم، یورش، حمله، فریاد
متضادها
سکوت، آرامش
لغت نامه دهخدا
شیورش. [ شی وَ رَ ] ( اِخ ) کوهی است که خط سرحد غربی ایران از قله آن عبور می کند. ( یادداشت مؤلف ).
هجوم، یورش، حمله، فریاد
سکوت، آرامش
شیورش. [ شی وَ رَ ] ( اِخ ) کوهی است که خط سرحد غربی ایران از قله آن عبور می کند. ( یادداشت مؤلف ).