شیربان

لغت نامه دهخدا

شیربان. ( ص مرکب ) نگهبان شیر. ( ناظم الاطباء ). شیروان. آنکه نگاهبان شیر است. ( یادداشت مؤلف ):
همی شد دوان شیربان چون نوند
به یک دست زنجیر و دیگر کمند.فردوسی.گاو چشم دلیر شوخ گشاد
چشم بر شیربان شیرآغال.ازرقی ( از انجمن آرا ).- شیربان باشی؛ منصبی به زمان ناصرالدین شاه، و دارنده آن نگاهبان چند شیر بود. ( یادداشت مؤلف ).
|| ( اِ مرکب ) در لغت ترکی به معنی گل سوسن گفته اند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ عمید

نگهبان شیر.

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز