شرخان تصویر معنی شرخان لغت نامه دهخدا شرخان. [ ش َ ] ( ع اِ ) تثنیه ٔشرخ. هر دو کرانه سوفار. ( منتهی الارب ). گشادگی میان پالان اشتر بود. ( مهذب الاسماء ). رجوع به شرخ شود. کلمات مرتبط شرخ لدیدان ظلفتان شعشعان شقحطب