شاگردک
مترادفها
نوآموز، شاگرد کوچک
لغت نامه دهخدا
شاگردک. [ گ ِ دَ ] ( اِ مصغر ) شاگرد کوچک. || ( اِ مرکب ) چوب یا میل بلندی که شاطر با آن نان را از تنور بیرون می آورد. ( فرهنگ نظام ).
نوآموز، شاگرد کوچک
شاگردک. [ گ ِ دَ ] ( اِ مصغر ) شاگرد کوچک. || ( اِ مرکب ) چوب یا میل بلندی که شاطر با آن نان را از تنور بیرون می آورد. ( فرهنگ نظام ).