شاهنیشین
مترادفها
پادشاه، فرمانروا، حاکم
متضادها
رعیت
لغت نامه دهخدا
شاهنیشین. ( معرب، اِ مرکب ) معرب شاه نشین. ( از دزی ج 1 ص 717 ). رجوع به شاه نشین شود.
پادشاه، فرمانروا، حاکم
رعیت
شاهنیشین. ( معرب، اِ مرکب ) معرب شاه نشین. ( از دزی ج 1 ص 717 ). رجوع به شاه نشین شود.