شاذمانه

مترادف‌ها

غیرعادی، عجیب، نامتعارف

متضادها

عادی، معمول، مرسوم

لغت نامه دهخدا

شاذمانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) قریه ای است در نیم فرسخی هرات. ( از انساب سمعانی ). رجوع به شادمانه شود.