سماحت پیشه
مترادفها
بخشنده، کریم، بزرگوار، صبور
متضادها
بخل پیشه، تنگنظری
لغت نامه دهخدا
سماحت پیشه. [ س َ ح َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) جوانمرد. سخی. || نیک نهاد. || متواضع. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جوانمرد و سخی. یا نیک نهاد
جمله سازی با سماحت پیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بزرگان و عارفان تاریخ همواره تلاش کردهاند تا با داشتن روحیهای سماحت پیشه، در برابر سختیها و رفتارهای تند دیگران با صبوری و مهربانی برخورد کنند.
💡 یک شخصیت سماحت پیشه میتواند با بخشش و گذشت خود، تفاوتهای فرهنگی و مذهبی را به پلی برای گفتگو و صلح میان ملتهای مختلف تبدیل کند.
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، از اشخاصی که دارای ویژگیهای اخلاقی پسندیده و رفتاری سماحت پیشه هستند، به عنوان الگوهای انسانی برای نسلهای آینده یاد شده است.