لغت نامه دهخدا
پیشه گر. [ ش َ / ش ِ گ َ ] ( ص مرکب ) پیشه ور. پیشه کار:
عقل قوت گیرد از عقل دگر
پیشه ور کامل شود از پیشه گر.مولوی.رجوع به پیشه ور شود.
پیشه گر. [ ش َ / ش ِ گ َ ] ( ص مرکب ) پیشه ور. پیشه کار:
عقل قوت گیرد از عقل دگر
پیشه ور کامل شود از پیشه گر.مولوی.رجوع به پیشه ور شود.
پیشه کار، پیشه ور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو ساغر پیشه گر بخشش نگیری میان همگنان سرور نباشی