سرفسار

مترادف‌ها

شتابان، بی‌مهابا

متضادها

بااحتیاط، متین، تدبیری

لغت نامه دهخدا

سرفسار. [ س َ ف َ ] ( اِ مرکب ) سرافسار: فأمر باحضار الفی دینار و ثوب اطلس و عمامة مذهبة و حصان بطوق ذهب و سرفسار ذهب. ( معجم الادباء چ مارگلیوث ج 4 ص 68 ). رجوع به سرافسار شود.

جمله سازی با سرفسار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نباید بدون بررسی دقیق تمامی جوانب و پیچیدگی‌های یک مسئله، سرفسار تصمیم‌گیری کرد، زیرا چنین رفتاری می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری در آینده برای فرد و جامعه داشته باشد.

💡 او که همیشه سرفسار در انجام کارهای بزرگ بود، اکنون با تجربه تلخ شکست‌های گذشته، یاد گرفته است که قبل از هر اقدامی، به دقت فکر کند.

💡 تصمیم سرفسارانه مدیر جدید شرکت در مورد تغییر ساختار دستمزدهای کارکنان، منجر به اعتراضات گسترده و کاهش شدید بهره‌وری در بخش‌های مختلف سازمان شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران