لغت نامه دهخدا
زیرک سر. [ رَ س َ ] ( ص مرکب ) زیرکسار:
که ای شیرمردان نام آوران
دلیران وگردان و زیرک سران.شمسی ( یوسف و زلیخا ).رجوع به زیرکسار شود.
زیرک سر. [ رَ س َ ] ( ص مرکب ) زیرکسار:
که ای شیرمردان نام آوران
دلیران وگردان و زیرک سران.شمسی ( یوسف و زلیخا ).رجوع به زیرکسار شود.
زیرک سار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر هله کز جنبش تو کار همه نیکوتر
💡 کجا فریب دهد نقش، مرغِ زیرک را؟ نظر ز خانهٔ رنگین به روزن است مرا
💡 لطایف تو چو ادراک زیرکان مطبوع شمایل تو چو اشکال مقبلان موزون
💡 یاد آری و دانی که: تویی زیرک و نادان ور یاد نداری تو سگالش کن و یادآر
💡 ز زیرکان نرسد اعتراض بر جامی به مقتضای چنین صوم اگر قیام نکرد