ساقیگر
ساقیگر، واژهای مرکب و صفتی است که در منابع کهن زبان فارسی بهکار رفته است. این ترکیب بهصورت ساقیگر و با کسر حرف گاف تلفظ میشود و در لغت به معنای شرابدار یا متصدی ارائهی نوشیدنی است. این واژه در فرهنگهای معتبری مانند ناظمالاطباء با همین معنا ثبت شده و گواهی بر غنای تاریخی زبان فارسی در ساخت واژگان دقیق و پرمعناست.
در کاربرد ادبی و تاریخی، ساقیگر مترادفی برای واژهی ساقی و تعبیری شاعرانه برای پیالهگردان محسوب میشود. این لقب به فردی اطلاق میگردد که در محافل و بزمها مسئولیت گرداندن پیاله نوشیدنی را بر عهده داشته است. با توجه به جایگاه نمادین ساقی در متون کلاسیک فارسی، این واژه اغلب بار معنایی عرفانی و ادبی عمیقی دارد و فراتر از یک شغل ساده، نماد بخشندگی و رهایی بخشی است. امروزه اگرچه استفاده از این واژه در گفتار روزمره کمتر رواج دارد، اما در متون ادبی، پژوهشهای تاریخی و شعر معاصر همچنان حضوری زنده و پویا دارد. شناخت واژگانی از این دست، نه تنها درک بهتری از میراث مکتوب فارسی به دست میدهد، بلکه زیباییشناسی و ظرافت این زبان را در بیان مفاهیم گوناگون به نمایش میگذارد.
لغت نامه دهخدا
ساقیگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) شرابدار. ( ناظم الاطباء ). ساقی. پیاله گردان.
جمله سازی با ساقیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، ساقیگر معمولاً نمادی از معشوق یا واسطهای میان عاشق و حقیقت است که با فیض عشق، جام می را پر میکند.
💡 شاعر در این بیت با توصیف نقش ساقیگر، به زیبایی از لحظاتی سخن میگوید که مستی از خود بیخود شدن در حضور زیباییهای هستی است.
💡 حضور ساقیگر در میهمانیهای درباری با شکوه و جلال، نشاندهنده ثروت و قدرت پادشاهی بود که میخواست میهمانان خود را در بهترین شرایط قرار دهد.